دعا کردیم و خداوند درهای رحمتش را بر رویمان گشود...خدایا شکرت که با همه ناسپاسیهای ما ، باز هم ما را فراموش نمی کنی


بعد از کلی بازی کردن تو حیاط خونه خودمون ، سوار ماشین شدیم و به خونه دوستم رفتیم و کلی باهاشون بازی کردیم
رهاجون و روشاجون از همبازیهای هم سن وسال من و سایناجون هستن


و در پایان رفتن به مدرسه و مهد کودک در یک صبح سرد برفی و یخبندان لذت بخشه

برچسب:
نویسنده: پارسا کمالی