خرید بک لینک

دیروز که ناخودآگاه ذهنم درگیر مسابقه ساینا بود برای مسابقات تیمی لیگ شطرنج کرمان ... و از آنجایی که این مسابقات در پارک تو خیابون خورشید برگزار میشه و مثل دفعات قبلی تابستون که اینجا می آمدیم و تو هم کلی بازی می کردی...بیقرار بازی کردن بودی و منم نگران مسابقه دادن خواهری...

بهت گفتم سبا بازی کن تا بعدش بریم ببینیم ساینا تو مسابقه چیکار کرده ؟ سبا سرده بیا بریم تو سالن مسابقات کنار ساینا....

در جوابم گفتی:چرا همش میگی ساینا ساینا!!!!!

دختر کوچولوی من ...ببخش مامانت را که اینروزا ساینا ورد کلامم شده

قلبقلبقلبقلبقلب

برچسب: نویسنده: پارسا کمالی تاريخ: شنبه 14 اسفند 1395 ساعت: 12:42

صفحه بندی