مسابقات جام نوجوانان تهران فرصتی برات پیش آورد که به آرزوت برسی و ان هم مسافرت با مامان بزرگ به بهترین جایی که تو همیشه آرزوشو داشتی و بیقرار خاله محبوبه بودی...بله قشم ...از هوای سرد این روزای سرچشمه فرار کردن ورفتن به جایی که هم محبوبت آنجاست و هم هوا خوبه و دلچسب و تو می تونستی بدون غرغرهای من لباس های راحت بپوشی و با فراغ بال با مامان بزرگ ودایی کوچیکه وزن دایی دوست داشتنی به هر جایی برید...5 روز ماندید و بعد از کلی گشت وگذار و خرید برگشتید
یکروز آخر ساینا خیلی بی تابی دوری از تو را داشت و دلتنگت شده بود .
برچسب:
نویسنده: پارسا کمالی