عاشق بلوز و دامن و یا پیراهن با جوراب شلواری هستی ، از هرچی بلوز و شلواره بدت میاد...منم که متنفرم برای هر مناسبتی پیراهن تنت کنم...خلاصه برای رفتن به مهمانی و یا جشن و اداره و مهد کودک ومغازه و...دردسرها می کشم...اوایل در حد تیم ملی ناراحت می شدم و حتی دعوات می کردم ولی اخیرا دارم کم کم باهات راه میام ...با خودم میگم مهم نیست
قبلنا راجع به این موضوع با بابایی صحبت کرده بودم ولی قبول نمیکرد که اینقدر تو لباس پوشیدن منو اذیت کنی.
تا اینکه...
دیروز صبح زود بیدارتون کردم که آماده شیم بریم عید قربان خونه مادرجون...همه فامیل بابایی اونجا جمع بودند ...چشات نیمه باز بودند میگی برای من بلوز ودامن و جوراب شلواری بپوش ،بعدشم برام لاک بزن
می دونستم که بابایی هم مخالفه ،آخه تو باغ و لباس اینجوری راحت نبودی... خلاصه به بابایی گفتم امروز تو واسش بپوش...
از روی تخت پایین نیومدی تا وقتی همون لباسی که خودت می خواستی ، پوشیدی
موهاتم کم کم داره بلند میشه ولی اونقدر یکدست نیستن که راحت پشت سر(دم اسبی) بسته بشن...ولی خودت همیشه به این موضوع اصرار داری و از اینکه موهاتو خرگوشی ببندم ناراضی هستی...درحالیکه الان این مدلی بهتر و راحتتر میشه جمعشون کرد.
خلاصه اوضاعی داریم باهات گلم...امیدوارم همیشه زیبا باشی و تصمیمات زندگیت را خودت بگیری.

برچسب: این روزا کوکه ساز خوشبختی,این روزا گوزنو سر نمیبرن,این روزا,
نویسنده: پارسا کمالی